محمد الريشهري

63

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

به هنگام اقامهء خطبه ، در حالى كه شمشيرى در دست داشت ، به سمت خطيب - كه قاضى محمّد بن موسى غلبوى مكّى بود - ، آمد و در حالى كه به فارسى مىگفت كه او مهدى است . سپس وى در مطاف نشست تا آن كه خطيب از خطابه فارغ گشت . وقتى خطيب خواست پايين بيايد ، عجمى به سمت او رفت و خواست به او ضربه بزند كه درِ منبر به صورت او خورد . در اين هنگام ، سپاهيان يورش آوردند و ضرباتى بر او نواختند و مجروحش كردند . آن گاه او را از باب السلام خارج نمودند . سپس عامّه اجتماع كردند و وى را به معلات بردند و در آن جا آتش زدند . « 1 » 40 . سيّد محمّد بن على حيدانى ( م 1061 ق ) سال 1061 ق ، سيّد محمّد بن على حيدانى ، معروف به فوطى ، بر امام وقت خروج كرد و گفت : من امام هستم . وى به منطقهء خولان از يمن رفت و از آن جا به بلاد مصعبين سفر كرد . گفته شده است : در اين سفر ، او اظهار كرده كه همان مهدى منتظر است . وى به تكفير تمامى مسلمانان بجز جارودىمذهبان قائل شد . او پس از مدّتى منازعه با ديگران ، انزوا گزيد تا در گذشت ؛ امّا در جريان دعوت وى ، عدّه‌اى كشته شدند . آنچه در اين ادّعا به وى جرئت بخشيد ، اين بود كه در كتاب جفر ، نام محمّد بن على به حروف مقطّعه آمده و اين كه او « ذو دعوتين و امام البيعتين » است . « 2 » 41 . ناصر بن محمّد عيانى ( م 1062 ق ) ناصر بن محمّد عبانى ، از سادات حسنى است كه به تحصيل پرداخت و اجازات علمى دريافت كرد . وى در اواخر دولت امام قاسم ، در يمن بناى ناسازگارى گذاشت و گفته‌اند كه ادّعاى مهدويت كرد . اندكى بعد دستگير شد و سپس گريخت . پس از

--> ( 1 ) . منائح الكرم : ج 4 ص 302 - 303 ، تحصيل المرام فى أخبار البيت الحرام : ج 2 ص 800 ، سمط النجوم العوالى : ج 4 ص 522 ، التاريخ القويم : ج 2 ص 344 . ( 2 ) . تاريخ طبق الحلوى : ص 126 - 127 .